تبلیغات
نافله - داستان نماز/وبلاگ نافله
 غرولند سارا كوچولو
وبلاگ نافله ‏-همه بزرگترای خونه سر سفره صبحونه جمع شده بودن ،
سارا در حالی كه دستاش روی چشاش بود و چشاش رو می مالید اومد سرسفر نشست
ولی انگاری خیلی دلخوره!
با اخم گفت مامان : مگه نگفتی بیدارم می كنی ؟ آخه چرا بدقولی كردی!چرا
برا نماز بیدارم نكردی ؟
مریم خانوم كه فكر نمی كرد بیدار شدن برای سارا  انیقده  مهم باشه گفت:
آخه دختر گلم شما خواب بودی ، دلم نیومد بیدارت كنم.حالا زودی بیا صبحونه تو بخور .
اما سارا بازم حرف خودشو زد!
مامان ! من كه به شما گفته بودم بیداركنی. نخیر مرغ یه پا داشت و دس بردار نبود .
مادر بیچاره دیگه مونده بود چی بگه!
سارا با ناراحتی ازاتاق بیرون رفت.
یه میز گرد خونوادگی تمام عیار شروع شد . موضوع میزگرد رو گفتگوی مامان و
سارا تعیین كرده بود !
حالا واقعا مادر باید سارای 7 ساله رو برای نماز بیدار می كرد ؟!!

پدر بزرگ صحبتو شروع كرد و گفت :
خب ،حق با دخترمه. چون گفته بیدارش كنی بایدصداش می زدی.اگه نگفته بود
اشكالی نداشت.
آقای برهانی برای حرفش دلیل هم آورد . حضرت امام خمینی (ره) هم همین كارو
میكردن، اگه بچه ها خواب بودن صداشون نمی كرد اگه بیدار بودن مرتب از شون
می پرسید :نماز خوندین یا نه؟
  مریم خانم با قیافه حق به جانب گفت :
 اقا جون !آخه سارا هنوز كوچیكه ، حالاكوتا وقت نماز خوندنش، این بچه كه
تكلیفی نداره .گناه داره بچم!

....
سارا -داستان نماز-وبلاگ نافله
 
  تازه بدخوابم میشه .وقتی بد خواب میشه به درسش لطمه میخوره !
خانوم جون كه حرفای پدر و دختر رورصد می كرد عینكش رو جا بجا كرد و گفت :
واه! مریم جون مگه میشه؟!
 بچه باید نماز بخونه، به  زورم كه شده باید بیدارش كر د!!
همین خود شما ها یادتون رفته صُبا با چه زحمتی بیدارتون می كردم!
مگه میشه نمازو نخوند؟!!

مریم خانم كه خاطره خوشی از اون روزا وبیدار كردن خانوم جون  نداشت
لبخندی زدو گفت :
آره خانوم جون حق با شماست!! اون روزا كه به زور بیدارمون می كردی نماز
برامون زهر می شد
اما می ترسیدیم بهتون چیزی بگیم !
آقای برهانی همینجوركه لقمه ی آخر صبحونه رو فرو می داد گفت:
مهم اینه كه چطور بیدارش كنی  مریم خانوم!
نباید كاری كنیم بچه از نماز زده بشه.
 این مهم نیست كه بچه بد خواب بشه ، مهم اینه كه آروم  وبا مهربونی
ونوازش بیدارش كنی.
 درسته كه اینجوری بیدار كردن بچه حوصله و وقت زیادی می خواد ولی به نتیجش می ارزه.
مگه نه اینه كه بچه ها رفتارای درست رو باید از همون دوران كودكی یاد
بگیرن و بهش عادت كنن؟
عزیز من ! نگران بد خوابی سارا هم نباش، اگه این بیدار شدن صبح مشكلی
داشت وضرر و خطرساز بود كه خدا نماز صبح رو واجب نمی كرد.
اینم بدون كه گاهی وقتا اگه بیدارش نكنی ممكنه پیامدای ناگوار وبدی هم داشته باشه !
مثلا اگه این بیدار نكردن موجب بی اعتنایی بچه به نماز بشه خوب نیست.
مجیدآقا یعنی  آقای پدر كه تا حالا  مهر سكوت بر لب زده بودو سخن
كارشناسان رو محك می زد بالاخره سكوت رو شكست وگفت:
حق با آقا جونه نماز رو نمیشه سبك شمرد ، از طرف دیگه نمیشه كودك را از
نماز متنفر ودل زده كرد.
باید زمینه هارو فراهم  كنیم .
وقتی سارا خودش میگه: بیدارم كنین این دیگه زورو اجبار رو تحمیل نیس.
اینو خودش خواسته .
 این نشون میده كه دلش میخواد بیدار شه و این نشونه ی خیلی خوبه ، بهترش
اینكه به خواسته بچه احترام بزاریم بعدشم كم كم عادت می كنه و خودش بیدار
بشه.
آقای برهانی كه مرتب با تكون دادن سر حرفای پسرش را تایید میكرد، گفت :
 یه نكته خیلی مهم كه خیلی از پدر و مادرا ازش غفلت می كنن ، توجه نكردن
به نظم در خواب شبانه بچه هاس.
اگه مریم جون هم شبا سارا رو زود بخوابونه  دیگه بد خواب نمیشه و به
درسشم لطمه نمی خوره.
 خانوم جون هم كه همچنان بر موضع خودش پافشاری می كرد ، گفت:
حالا سارای عزیزم خودش میخواد بیدار بشه اما همه بچه ها كه این طور نیستن
اونارو دیگه باید به زور بیدار كرد! بیچاره پدر و مادرشون چه حرصی
میخورند تا بچه ها نماز صبحشون را بخونند !
اقای برهانی كه نمی خواست به خانومش بی حرمتی شده باشه، سعی كرد جلوی
خندش رو بگیره  با آرومی گفت: خانوم جون این چه حرفیه ؟!
با زور كه نمیشه كسی رو دین دارو نماز خون كرد  . باید از راهش وارد شد .
وقتی پدر و مادر راهش رو نمیدونن و از طرفی  دلشونم می خواد بچه به رفتار
دینی رو بیاره از راههای ذوقی خود ساخته استفاده می كنن!
در كتابی خوندم كه والدین باید آروم آروم سطح آگاهی و معرفت بچه ها شون
رابالا ببرن تا بچه بدونه نماز چه فایدهای براش داره.
 با زبون نرمو جذاب از نماز و واجبات دینی باهاشون حرف بزنن .
 امكانات نماز را براشون فراهم كنن .
فضای خوندن نماز روزیبا و دل انگیز كنن.سجاده وعطر و تسبیح براشون بخرند
پدر و مادرا تو خونه  با هم نماز بخونن، یه نماز جماعت 2 نفره  تا انگیزه
تقلید و همسان سازی در بچه ها تقویت بشه.
بچه هارو همراه خودشون به مسجد و نماز جماعت بببرن ، بچه ها از بودن توی
جمع خوششون میاد ،  احساس می كنن بزرگ شدن .
نماز جماعت شیوه ی درستیه كه می تونه  مشوق خوبی  برای بچه ها باشه .
 و از آن روز قرار شد سارا كوچولو همه نمازهاش را همراه خونوادش بخونه.
**پایان
وبلاگ نافله ‏-


صحت ماجرای نماز‌ 1000 ركعتی امیرالمؤمنین(ع)
كودكی كه در آتش نسوخت!
فریاد از روزی كه حسرت می‌خوریم!
برای خدا ناز می كرد!
خاطرات آزاده سیدرضا میرزاده حسینی/نماز خواندن با مُهر ممنوع!
خاطرات نماز امام خمینی




طبقه بندی: خاطرات و داستان های نماز، 
برچسب ها: سارا، غرولند سارا، خواب، مسجد و نماز جماعت، وبلاگ نافله،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 15 آذر 1392 توسط . وبلاگ نویس بی ادعا
طراحی قالب: وبلاگ نویس بی ادعا

کلماتی که تمام عمر داریم تکرارشان میکنیم
خداوند که به ستایش ما نیاز ندارد
پس چرا نماز می خوانیم؟
انشا الله، این توفیق نصیبمان شود تا جواب این چرا را دریابیم
آن وقت کم کم لذت می بریم از این کلمات تکراری و می فهمیم که
تکرار هیچ چیز جز نماز در این دنیا زیبا نیست

انتشار مطالب با ذکر منبع مانعی ندارد و موجب رضایت ماست