تبلیغات
نافله - "تکتف"، بدعت در نماز(گرفتن دستها در نماز)
"تکتف"، بدعتی دیگر در نماز(گرفتن دستها در نماز)

وبلاگ نافله ‏-گرفتن دستها در نماز

وبلاگ نافله ‏-اشاره:

گرفتن دست چپ با دست راست (تکتف) ، چیزی است كه استحباب آن میان فقهای اهل سنت مشهور است .

اما مشهور از شیعه امامیه آن است كه حرام است و نماز را باطل می كند و گروه اندكی از جمله حلبی در كافی گفته اند كه مكروه است.1

با آنكه غیر از مالكیه، مذاهب دیگر خیلی بالا و پایین رفته اند، ولی هیچ دلیلی قانع كننده بر جواز آن در نماز ندارند ، تا چه رسد به اینكه مستحب باشد . بلكه می توان گفت دلیل بر خلاف آنان است و روایاتی كه چگونگی نماز پیامبر (صلّی الله علیه و آله) را تبیین می كند چه از شیعه چه از اهل سنت، از این نكته خالی است و ممكن نیست پیامبر خدا (صلّی الله علیه و آله) در طول زندگی یا اغلب دوران عمر، انجام این مستحب را ترك كرده باشد.

دست به روی دست گرفتن در نماز، بدعتی است كه پس از رحلت رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) پدید آمده است . در این مسأله به دو حدیث صحیح، یكی از طرق اهل سنت و دیگری از طرق شیعه تكیه می كنیم:

تکتف

اشاره:

گرفتن دست چپ با دست راست (تکتف) ، چیزی است كه استحباب آن میان فقهای اهل سنت مشهور است .

اما مشهور از شیعه امامیه آن است كه حرام است و نماز را باطل می كند و گروه اندكی از جمله حلبی در كافی گفته اند كه مكروه است.1

با آنكه غیر از مالكیه، مذاهب دیگر خیلی بالا و پایین رفته اند، ولی هیچ دلیلی قانع كننده بر جواز آن در نماز ندارند ، تا چه رسد به اینكه مستحب باشد . بلكه می توان گفت دلیل بر خلاف آنان است و روایاتی كه چگونگی نماز پیامبر (صلّی الله علیه و آله) را تبیین می كند چه از شیعه چه از اهل سنت، از این نكته خالی است و ممكن نیست پیامبر خدا (صلّی الله علیه و آله) در طول زندگی یا اغلب دوران عمر، انجام این مستحب را ترك كرده باشد.

دست به روی دست گرفتن در نماز، بدعتی است كه پس از رحلت رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) پدید آمده است . در این مسأله به دو حدیث صحیح، یكی از طرق اهل سنت و دیگری از طرق شیعه تكیه می كنیم:

 

الف: حدیث ابوحمید ساعدی

ابوحمید ساعدی گفت: آیا شما را از كیفیت نماز پیامبر آگاه كنم؟ گفتند: برای چه؟ تو كه بیش از ما و پیش از ما از آن حضرت تبعیت و همراهی نداشته ای؟! گفت: آری . گفتند: پس بیان كن . گفت :

وقتی رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) به نماز می ایستاد، دست ها را تا برابر دوش خود بالا می آورد، سپس تكبیر می گفت تا همه اعضایش قرار و آرام می گرفت، قرائت حمد می كرد. تكبیر می گفت و دست ها را تا برابر دوش ها بالا می آورد، سپس به ركوع می رفت، كف دست ها را بر زانوها می گذاشت و سرش را متعادل نگه می داشت، سر بلند می كرد و می گفت: سَمِعَ الله لِمَن حَمِده، دست ها را تا محاذی دوش ها بالا می آورد و كاملاً می ایستاد. الله اكبر می گفت و به سجود می رفت، دست ها را از پهلوهایش فاصله می داد، سر از سجده بلند می كرد، متمایل به روی پای چپ می نشست و هنگام سجود انگشتان پاها را از هم باز می كرد ، دوباره به سجده می رفت و از سجده بر می خاست و الله اكبر می گفت، باز هم متمایل به روی پای چپ قرار می گرفت، ركعت دیگر هم همین گونه عمل می كرد. پس از دو ركعت، تكبیر می گفت و دست ها را تا برابر دوش ها بالا می آورد مثل آنگونه كه در آغاز نماز داشت، بقیه نماز را نیز همین گونه انجام می داد، در سجده آخر كه سلام در آن است، پای چپ را عقب می كشید و خمیده به روی پای چپ می نشست .

همه گفتند: راست می گوید، پیامبر خدا (صلّی الله علیه و آله) اینگونه نماز می خواند.2

اگر دست روی دست گذاشتن سنت مؤكّد یا مستحب بود حتماً پیامبر (صلّی الله علیه و آله) آن را می گفت، چون استحباب آن در نظر معتقدانش كمتر از گذاشتن پای راست روی پای چپ نیست. این روایات تبیین كننده كیفیت نماز، بهترین دلیل است كه دست روی دست نهادن سنت مؤكّد نیست

اما آنچه شیعه روایت كرده است :

ب: حدیث حمّاد بن عیسی

حماد بن عیسی از امام صادق (علیه‌السلام) روایت كرده كه فرمود : «چه زشت است كه شصت یا هفتاد سال از عمر كسی بگذرد و یك نماز كامل با همه حدودش نخواند.»

تکتف

حماد گوید: پیش خودم احساس حقارت كردم، گفتم: فدایت شوم پس نماز را به من بیاموز. امام صادق (علیه‌السلام) رو به قبله ایستاد ، دست هایش را روی ران هایش آویخت ، انگشتانش را به هم جسبانده و قدم هایش را به اندازه سه انگشت باز از هم باز كرده و همه انگشتان پایش رو به قبله بود، با خشوع و فروتنی ایستاد و الله اكبر گفت، حمد را با ترتیل خواند، قل هو الله احد خواند، ایستاده به اندازه یك نفس صبر كرد، ایستاده الله اكبر گفت و به ركوع رفت، پنجه دست را روی زانوها نهاد، زانوها را به طرف عقب فشار داد ، تا آنكه پشتش صاف شد به نحوی كه اگر قطره آب یا روغنی می ریختی به خاطر صافی پشت نمی ریخت . گردنش را كشیده داشت، چشمانش را بست و سه بار با ترتیل سبحان الله گفت و پس از گفتنِ «سبحان ربی العظیم و بحمده» ایستاد ، چون آرام گرفت ، «سمع الله لمن حمده» گفت و پس از گفتنِ الله اكبر در حال ایستاده و بالا بردن دست ها تا كنار صورت، به سجده رفت . پیش از زانوها، دستانش را روی زمین نهاد و سه بار گفت: «سبحان ربی الأعلی و بحمده» و جایی از بدن را بر جای دیگر قرار نداد، سجده اش بر هشت موضع بود: پیشانی ، دو كف دست ، دو سر زانو ، دو انگشت ابهامِ پاها و بینی . هفت عضو واجب است و نهادن بینی بر زمین سنت است و نوعی خاكساری است . سپس سر از سجده برداشت و كاملاً نشست و الله اكبر گفت . سپس متمایل به طرف چپ نشست، روی پای راست را بر كف پای چپ نهاد و گفت: استغفرُ الله ربی و اتوب الیه، سپس در حال نشسته تكبیر گفت و به سجده دوم رفت و مثل سجده اول ذكر گفت و در ركوع و سجود از هیچ عضوی از بدنش كمك نگرفت و در سجده دست ها را از بدن فاصله داده بود و ساعدش را بر زمین نگذاشت. دو ركعت اینگونه خواند . سپس فرمود: « ای حمّاد ، اینگونه نماز بخوان و به این طرف و آن طرف نگاه نكن ، با دست ها و انگشتانت بازی نكن ، به طرف چپ و راست یا جلو آب دهان نینداز.»3

هر دو روایت در صدد بیان كیفیت نماز واجب بر مردم است و هیچ اشاره ای در آنها به دست روی دست گذاشتن با همه انواعش نشده است . اگر سنت بود ، امام در بیان خویش آن را ترك نمی كرد . پس دست روی دست نهادن بدعت است، زیرا وارد ساختن چیزی در شریعت است كه از آن نیست .

به نقل مسلم از عایشه، پیامبر خدا (صلّی الله علیه و آله) نماز را با تكبیر و قرائت سوره حمد آغاز می كرد و چون ركوع می رفت، سرش را نه بیرون می آورد و نه تو می كشید، بلكه میان این دو حالت بود و چون از ركوع بر می خاست، قبل از سجده كاملاً می ایستاد و چون از سجده بر می خاست، قبل از سجده دوم كاملاً می‌نشست و در هر دو ركعت تحیّت می گفت، پای چپ را می گسترد و پای راست را بر آن می نهاد و از نشستن روی دو پاشنه پا و این كه كسی ساعدهایش را مثل درندگان بر زمین بگسترد نهی می كرد و نمازش را با سلام به پایان می برد.4

اگر دست روی دست گذاشتن سنت مؤكّد یا مستحب بود حتماً پیامبر(صلّی الله علیه و آله) آن را می گفت، چون استحباب آن در نظر معتقدانش كمتر از گذاشتن پای راست روی پای چپ نیست. این روایات تبیین كننده كیفیت نماز، بهترین دلیل است كه دست روی دست نهادن سنت مؤكّد نیست .

محمد بن مسلم از امام باقر (علیه السلام) یا امام صادق (علیه السلام) نقل می كند كه پرسیدم: كسی در نماز ، دست راست را روی دست چپ می گذارد . فرمود: «این تكفیر است، انجام نشود.»

ج ـ روایت قاضی ابوحنیفه

قاضی ابوحنیفه نعمان تمیمی از امام صادق(علیه السلام) نقل می كند: «هرگاه در نماز ایستاده بودی، دست راست را روی دست چپ یا دست چپ را روی دست راست نگذار، این شیوه اهل كتاب است، بلكه دست‌ها را آزاد و رها كن، كه این سزاوارتر است كه تو را از فكر نماز باز ندارد.»5

 

روایات أئمه اهل بیت (علیهم‌السلام)

روایات بسیاری از ائمه اهل بیت نقل شده كه آویختن دست واجب است و دست روی دست گذاشتن (تكفیر) بدعت است . به چند حدیث اكتفا می كنیم.

1 . محمد بن مسلم از امام باقر (علیه السلام) یا امام صادق (علیه السلام) نقل می كند كه پرسیدم: كسی در نماز ، دست راست را روی دست چپ می گذارد . فرمود:«این تكفیر است، انجام نشود.»6

2 . زراره از امام باقر (علیه السلام) روایت كرده كه فرمود : «در نمازت اقبال داشته باش، دست روی دست نگذار ، كه این كارِ مجوس بوده است.»7

3 . صدوق با سند خود از علی (علیه السلام) نقل می كند كه فرمود : «مسلمان در نمازش در برابر خدای متعال دستهایش را روی هم نگذارد و شبیه اهل كفر یعنی مجوس نشود.»8

شیعه چه گناهی كرده اگر اجتهاد و بررسی كتاب و سنت ، آنان را به این نتیجه رسانده كه دست روی دست گذاشتن در نماز ، امری است كه پس از پیامبر اكرم (صلّی الله علیه و آله) به وجود آمده و مردم در روزگار خلفا به آن امر می شدند؟ پس هر كه به واجب یا مستحب بودن آن معتقد باشد در دین بدعت نهاده است. آیا پاداش كسی كه در دین اجتهاد كند، آن است كه به تعصب مذهبی یا اختلاف افكنی متهم شود؟

 

تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان


1 . جواهر الكلام : ج11 ، ص15 ـ

2 . سنن بیهقی : ج2 ، ص72 ، 73 ، 101 ، 102 ؛ سنن ابی داود : ج1 ، ص194 ؛ سنن ترمذی : ج2 ، ص98 ؛ مسند احمد : ج5 ، ص424

3 . وسائل الشیعه : ج4 ، باب اول از افعال نماز ، حدیث 1 ، نیز باب 17 ، حدیث 1 و 2

4 . بلوغ المرام : 99 ، شماره 8 / 257

5 . دعائم الاسلام : ج1 ، ص161 ، شماره 472 ( چاپ قاهره ) .

6. وسائل الشیعه : ج4 ، باب 15 از ابواب قواطع الصلاة ، حدیث 1

7 . همان ، حدیث 2

8. همان ، حدیث 7

 





طبقه بندی: پاسخ به شبهات، 
برچسب ها: وبلاگ نافله، گرفتن دستها در نماز،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 2 اسفند 1391 توسط . وبلاگ نویس بی ادعا
طراحی قالب: وبلاگ نویس بی ادعا

کلماتی که تمام عمر داریم تکرارشان میکنیم
خداوند که به ستایش ما نیاز ندارد
پس چرا نماز می خوانیم؟
انشا الله، این توفیق نصیبمان شود تا جواب این چرا را دریابیم
آن وقت کم کم لذت می بریم از این کلمات تکراری و می فهمیم که
تکرار هیچ چیز جز نماز در این دنیا زیبا نیست

انتشار مطالب با ذکر منبع مانعی ندارد و موجب رضایت ماست